تبلیغات
عشق صدای فاصله هاست
جمعه 12 آبان 1385

روز رفتن...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :یک مونس و دمساز ندارم جز غم ،

فردا روز دیگری است 
كه بی تو
بر عمر تلف شده افزوده می شود


همین روزها
روز رفتن از راه می رسد
و من طوری از خیال تو گم می شوم


كه انگار هرگز نبوده ام ... !


یکشنبه 24 اردیبهشت 1385

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :عمومی ،

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به از هم جدا شدن

http://The-BlueRoom.blogfa.com

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 


دوشنبه 17 بهمن 1384

مشرق تنهایی ...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :یک مونس و دمساز ندارم جز غم ،

باور کن آنقدر از حوالی دلم گذشته ای

که چشمهای صبورم

از قطره قطره ی فاصله ها

متبرک می شوند

دیروز بی عشق

پشت هوای دلتنگی آینه ها

جا مانده بودم

نفرین

نفرین به مشرق تنهایی .


شنبه 1 بهمن 1384

من کیم ؟

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :عمومی ،

من كیم ؟

یه دربه در

گمشده ی محله ها

پشت پا خورده ترین

صداى شهر بى صدا

***

من کیم؟

یه پاپتی

پراز سوال بى جواب

صدتا جاده رو دیوار

نقاشى كردم توى خواب

***

دیوارا قایم شدن

اونور پرده هاى رنگ

عمریه كه دلخوشیم

به این دروغاى قشنگ

***

وسط یه ضبدرم

خونه به دوش وخسته

توى چارراهى كه از

چهارطرف بن بسته  

***

خود من اینجا رو ساختم

دیوارا كار منن

رنگا رو پاك میكنم

ببین كه نعره مى زنم

***

خود من دیواراى زندونموساختم

اره

من خودم رو توى چار دیوارى انداختم

اره


پنجشنبه 15 دی 1384

اشک...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :دستم را بگیر , دستم را تو بگیر ،

توی دنیا اگر قرار بود جای چیز دیگری باشم

دوست داشتم جای اشك رو گونه هات باشم

كه تو چشمات متولد شه

رو گونه هات جاری شه

و روی لبات بمیره


جمعه 2 دی 1384

پرنده...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :عمومی ،

در نبود بال و پرهایی که رسم پروازند
سقوط تکراری است

آی پرنده مهربان

برای حرمت پرواز

حتی اگر می توانی

آسمانت را عوض کن
اگر چه بوی خستگی بالهایت به مشام می رسد
 
اما پیام دلنشین پروازت
چشم را میخکوب آسمان نموده است.


جمعه 2 دی 1384

چه بسیار...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :یک مونس و دمساز ندارم جز غم ،

چه بسیار نگاهها كه در جهان  سرگردانند تا در چشمی جای گیرند.

وچه بسیار گریه هاكه صدای شكسته ای را میخواهند.

وچه بسیار گفتنی ها كه بر سنگ خاموش بوسه میزنند.            

از دوردست زمان لبخندی به جای مانده است بر سنگ كه بر گوشه لبی همچنان جاریست .


سه شنبه 29 آذر 1384

نمیدانم چرا رفتی ...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :یک مونس و دمساز ندارم جز غم ،

نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا
شاید خطا کردم
و تو
بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا
تا کی!!!!!
برای چه؟
 ولی رفتی................


جمعه 18 آذر 1384

با من بگو ...

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :دستم را بگیر , دستم را تو بگیر ،

با من چیزی بگو

کلامی آنقدر کوتاه که همسایه نشنود

با من چیزی بگو

ساده ترین حرف انسانی

روانترین آوازی که یک حنجره به یاد آورد

با من بگو

بگو که دوستم داری


پنجشنبه 3 آذر 1384

ابر

   نوشته شده توسط: ترانه تنهایی    نوع مطلب :عمومی ،

 

ای سایه گاه خستگی خورشید

در روزگار قحط گل و لبخند

  این ابر خیس و خسته و خاك آلود

 دلگرم شانه های توست كه می بارد


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3